چادر زهرایی

چادرت را محکم بگیر ,تاریخ تکرار میشود...

شاید بیاید روزهایی که باید از کوچه های شام بُگذری ...

و فرق تو با آنها این است که تو از پای درس کربلا آمده ای ...

آری، چادری ها زهرائی نیستند اگر پهلوهاشان درد دین نداشته باشد...
 
درد و دل یک دختر چادری
 ای چادر من ...
میدانم که این روز ها چقدر درد میکشی ....من هم درد میکشم نه کم تر ازتو!
هوا هر هوایی که میخواهد باشد...ابری، آفتابی، بارانی تنها تو را دودستی بغــل
میگیرم تا به بـــــاد نـــــروی ...
حــــرفی نیست... وقتی از مــادر ارثی رسیده باشد به ریحانه ها. تابستان و
زمستان... تهران و لــندن... فــــرقـــی نــدارد...
هر زمان و هر مکانی که باشند تاج بندگی بر سر دارند...